ترجمه "schleuder" به فارسی

فلاخن, فلاخن, تيركمان بچه گانه بهترین ترجمه های "schleuder" به فارسی هستند.

schleuder verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاخن

    noun

    Im Katapult auf den Feind schleudern.

    کوره ها روي فلاخن قرار ميگيردن و به سمت دشمن پرتاب ميشن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schleuder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Schleuder noun Noun feminine دستور زبان

fahrbarer Schrotthaufen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاخن

    noun

    Waffe oder Sportgerät um Objekte über größere Distanzen werfen zu können

    Genau das hat David, und es ist wichtig zu verstehen, dass diese Schleuder kein Kinderkram ist.

    این جنگافزاری است که داوود دارد، و مهم است بدانیم که فلاخن، تیرکمان نیست.

  • تيركمان بچه گانه

  • قلابسنگ

  • کلاسنگ

تصاویر با "schleuder"

عباراتی شبیه به "schleuder" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "schleuder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه