ترجمه "schmal" به فارسی

تنگ, کوچک بهترین ترجمه های "schmal" به فارسی هستند.

schmal adjective دستور زبان

spillerig (norddt.) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگ

    adjective

    Von geringer Breite.

    Die Bezeichnung der Kästen kommt daher, dass sie wie Posaunen oder Trompeten oben schmal und unten breit waren.

    این صندوقها را شیپور میخواندند، زیرا شکلی شیپورمانند داشت، صندوقهایی پهن با دهانهٔ تنگ.

  • کوچک

    adjective

    Sie ist 18 Jahre alt, hat langes schwarzes Haar und eine schmale Figur.

    او ۱۸ سال دارد، با موهای بلند مشکی و جثهای کوچک.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schmal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "schmal"

اضافه کردن

ترجمه های "schmal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه