ترجمه "schmelzen" به فارسی

ذوب, پخسیدن, گداختن بهترین ترجمه های "schmelzen" به فارسی هستند.

schmelzen verb دستور زبان

Etwas durch Einwirkung von Hitze verflüssigen. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذوب

    Wenn ich das schloss anstarre, wird es aufIodern und schmelzen.

    اگه من به قفل خيره بشم ، اون قفل ذوب ميشه.

  • پخسیدن

    verb
  • گداختن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schmelzen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Schmelzen noun neuter دستور زبان

Änderung des Aggregatzustands einer Substanz von der festen in die flüssige Phase

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذوب

    noun

    Ich kenne sonst keinen, der ein Widderhorn zum Schmelzen bringt.

    چیز دیگه ای نمیشناسم که بتونه شاخ یه قوچ رو ذوب کنه.

اضافه کردن

ترجمه های "schmelzen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه