ترجمه "schrein" به فارسی
زيارتگاه, حَرَم بهترین ترجمه های "schrein" به فارسی هستند.
Schrein
noun
masculine
دستور زبان
Schrein (gehoben) [..]
-
زيارتگاه
nounIch habe Ryans Schrein für Joe Carroll gesehen.
من اون زيارتگاه " رايان " رو که همه ي اطلاعات مربوط به " جو کارول " توشِ رو زيارت کردم
-
حَرَم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schrein " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "schrein" با ترجمه به فارسی
-
معبد شینتویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن