ترجمه "schwanz" به فارسی

دُم, کیر, دم بهترین ترجمه های "schwanz" به فارسی هستند.

schwanz
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دُم

    Je älter der Schwanz ist, desto stärker ist der Oni.

    دُم هر چقدر قدیمی تر باشه ، اُنی قویتر میشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schwanz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Schwanz noun masculine دستور زبان

Zumpferl (österr.) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیر

    noun

    Das männliche Geschlechtsorgan für Kopulation und Harndrang, der rohrförmige Abschnitt der männlichen Genitalien (mit Ausnahme des Hodensacks)

  • دم

    noun

    Der Anhang vieler Tiere am Ende des Rückens und nahe beim After.

    Haben Schimpansen einen Schwanz?

    آیا شامپانزهها دم دارند؟

  • آلت

    noun

    Vielleicht kannst du einen ordentlichen Schwanz daraus machen.

    شايد هم از اون براي خودت يه آلت درست و حسابي دست و پا کني.

  • ترجمه های کمتر

    • آلت تناسلی مرد
    • dom
    • kir
    • دنب
    • دنبالچه

تصاویر با "schwanz"

عباراتی شبیه به "schwanz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "schwanz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه