ترجمه "schwer" به فارسی
سنگین, سخت, دشوار بهترین ترجمه های "schwer" به فارسی هستند.
schwer
adjective
دستور زبان
vigelinsch (plattdt.) (umgangssprachlich) [..]
-
سنگین
adjectiveAuf einen Körper bezogen: ein hohes Gewicht besitzend
Die Kiste war zu schwer, sodass er sie nicht heben konnte.
جعبه برای او خیلی سنگین بود و نمی توانست آن را بلند کند.
-
سخت
adjectiveNicht einfach; Mühe, Geduld und Anstrengung erfordernd.
Zuerst fand er Englisch sehr schwer, aber jetzt findet er es einfach.
در ابتدا، او فکر می کرد انگلیسی خیلی سخت است، اما اکنون او فکر می کند آسان است.
-
دشوار
adjectiveFür mich ist es schwer, dieses Problem zu lösen.
برایم دشوار است که این مسئله را حل کنم.
-
ترجمه های کمتر
- صعب
- مشکل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schwer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "schwer" با ترجمه به فارسی
-
ناو سنگین
-
تیربار سنگین
-
فراری · گریزان
-
سنگینی
-
خاکهای رسی
-
آب سنگین
-
بیماری سارس
-
آب سنگین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن