ترجمه "setzen" به فارسی
گذاشتن, نشستن, نشلیدن بهترین ترجمه های "setzen" به فارسی هستند.
seinen Hintern auf einen Stuhl quetschen (umgangssprachlich) [..]
-
گذاشتن
verbWenn wir uns bescheidene, erreichbare Ziele setzen, fällt uns das sicher auch leichter.
گذاشتن اهداف کوچک کمک بزرگی است در این کار.
-
نشستن
verbVor ihnen ‘aufzustehen’ könnte einschließen, sich zu ihnen zu setzen und sie erzählen zu lassen, was sie vor vielen Jahren getan haben.
‹برخیزیدن› شاید مستلزم نشستن و گوش فرا دادن به سخنان آنها دربارهٔ دستآوردهای چندین و چند سالهشان باشد.
-
نشلیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- نهادن
- هشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " setzen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Übersetzungswort für den dtsch. Begriff
"Setzen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Setzen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "setzen" با ترجمه به فارسی
-
تمام اهرمها را به حركت درآوردن
-
نشستن
-
مراقب جزئيات بودن
-
تمام اهرمها را به حركت درآوردن