ترجمه "sichel" به فارسی

داس, داس, منگال بهترین ترجمه های "sichel" به فارسی هستند.

sichel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • داس

    noun

    Werkzeuge wie Sägen, Messer, Sicheln oder Äxte, die ich in ein Handtuch gewickelt hatte.

    چیزهایی مثل اره، چاقو، داس و تبر که با یه تیکه حوله می پوشوندمشون.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sichel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sichel noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • داس

    noun

    Werkzeug zum Schneiden kleiner Mengen von Getreide und Gras

    Werkzeuge wie Sägen, Messer, Sicheln oder Äxte, die ich in ein Handtuch gewickelt hatte.

    چیزهایی مثل اره، چاقو، داس و تبر که با یه تیکه حوله می پوشوندمشون.

  • منگال

    noun

تصاویر با "sichel"

عباراتی شبیه به "sichel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sichel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه