ترجمه "sinfonie" به فارسی
سمفونی, سمفونی, سنفونی بهترین ترجمه های "sinfonie" به فارسی هستند.
sinfonie
-
سمفونی
nounIch bin nur der Dirigent, der diese wunderschöne Sinfonie dirigiert.
من تنها رهبر ارکستری هستم که این سمفونی زیبا را هماهنگ کرده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sinfonie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sinfonie
noun
Noun
feminine
دستور زبان
-
سمفونی
nounBezeichnung für Instrumentalwerke
Ich bin nur der Dirigent, der diese wunderschöne Sinfonie dirigiert.
من تنها رهبر ارکستری هستم که این سمفونی زیبا را هماهنگ کرده است.
-
سنفونی
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن