ترجمه "spaghetti" به فارسی

اسپاگتی, اسپاگتی, اسپاگتي بهترین ترجمه های "spaghetti" به فارسی هستند.

spaghetti
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    Er nahm diese komplizierten Spaghetti und vereinfachte sie.

    او پیچیدگی را از آن اسپاگتی در هم پیچیده گرفت و آن را ساده کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spaghetti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spaghetti noun Noun feminine دستور زبان

Lange, dünne Nudeln, die meist aus Hartweizengrieß bestehen und ursprünglich aus Italien kommen.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    Nudeln

    Er nahm diese komplizierten Spaghetti und vereinfachte sie.

    او پیچیدگی را از آن اسپاگتی در هم پیچیده گرفت و آن را ساده کرد.

  • اسپاگتي

    Wieso vertrage ich sie dann jetzt auf meinen Spaghetti?

    پس چرا الان تو اسپاگتي قارچ هست ؟

  • رشتهجات

  • ترجمه های کمتر

    • رشتهفرنگيها
    • ماكاروني
    • نیرشته

تصاویر با "spaghetti"

اضافه کردن

ترجمه های "spaghetti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه