ترجمه "speichern" به فارسی
ذخیره کردن, ذخیرهکردن, ذخیره بهترین ترجمه های "speichern" به فارسی هستند.
speichern
verb
دستور زبان
persistent machen (fachsprachlich) [..]
-
ذخیره کردن
verbMan kann so viel mehr Energie über Treibstoffe speichern als durch Batterien.
نسبت به باتری، انرژی بسیار بیشتری را می توان در سوخت ذخیره کرد.
-
ذخیرهکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " speichern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Speichern
noun
masculine
دستور زبان
-
ذخیره
nounKeine Ressource mit Schreibzugriff gefunden. Speichern ist daher nicht möglich. Ändern Sie zuerst die Einstellungen in KMail
هیچ منبع نوشتنی یافت نشد ، امکان ذخیره وجود ندارد. ابتدا ، مجدداً KMail را پیکربندی کنید
عباراتی شبیه به "speichern" با ترجمه به فارسی
-
حافظه موجود
-
حافظه فقط خواندنی
-
حافظه فلش
-
حافظه فرار
-
حافظه · ذخیره · مخازن · مخزن
-
ذخیره خودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن