ترجمه "sperlinge" به فارسی

گنجشک, گنجشک بهترین ترجمه های "sperlinge" به فارسی هستند.

sperlinge
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنجشک

    noun

    Für eine Münze von geringem Wert bekam der Käufer zwei Sperlinge.

    وانگهی عیسی بعدها گفت اگر کسی دو سکه میپرداخت میتوانست به جای چهار گنجشک، پنج گنجشک بخرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sperlinge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sperlinge noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنجشک

    noun

    Familie der Vögel, die zu den Singvögeln gehört

    Für eine Münze von geringem Wert bekam der Käufer zwei Sperlinge.

    وانگهی عیسی بعدها گفت اگر کسی دو سکه میپرداخت میتوانست به جای چهار گنجشک، پنج گنجشک بخرد.

عباراتی شبیه به "sperlinge" با ترجمه به فارسی

  • ملیچ · گنجشک · گنجشکها · گنجشکهای اصلی
  • گنجشکها
اضافه کردن

ترجمه های "sperlinge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه