ترجمه "spermium" به فارسی
اسپرماتوزئید, اسپرم, اسپرماتوزئید بهترین ترجمه های "spermium" به فارسی هستند.
spermium
-
اسپرماتوزئید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spermium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spermium
noun
Noun
neuter
دستور زبان
Samenzelle (umgangssprachlich)
-
اسپرم
nounmännliche Keimzelle
die durchschnittliche Entfernung zu berechnen, die ein ejakuliertes Spermium zurücklegt.
یه روز آلفرد کینسی تصمیم گرفت متوسط مسافتی که اسپرم نازل شده طی میکنه رو اندازه بگیره.
-
اسپرماتوزئید
عباراتی شبیه به "spermium" با ترجمه به فارسی
-
اسپرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن