ترجمه "spontan" به فارسی

خودانگیخته, خودجوش, ناگهاني بهترین ترجمه های "spontan" به فارسی هستند.

spontan adjective دستور زبان

spontan (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودانگیخته

    aber etwas, das was wir spontan auftreten sahen.

    اما آنها را به صورت خودانگیخته در میمونها مشاهده کردیم.

  • خودجوش

    Ich kenne da wen, der meinte, ich müsste spontan sein.

    يه نفر رو ديدم که به من گفت.لازمه يکم خودجوش باشم

  • ناگهاني

    Auf spontane Art und Weise, durch den Instinkt angetrieben.

    Großartige Beziehungen... fangen oft mit spontanen Entscheidung an, die dazu dienen sollen, mich vom Gegenteil zu überzeugen.

    روابط عالي گاهي با قراراي ناگهاني شروع ميشه براي اثبات اين که ما اِشـتـِب نموديم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spontan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spontan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spontan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه