ترجمه "springen" به فارسی

جهیدن, پریدن, جستن بهترین ترجمه های "springen" به فارسی هستند.

springen verb دستور زبان

jumpen (norddt.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جهیدن

  • پریدن

    verb

    Wer nicht schwimmen kann, soll zuerst überlegen, bevor er ins Wasser springt.

    کسی که نمیتواند شنا کند، باید قبل از پریدن به آب ابتدا فکر کند.

  • جستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سکیختن
    • پایین پریدن
    • پرش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " springen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "springen"

عباراتی شبیه به "springen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "springen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه