ترجمه "spritzen" به فارسی

آمپول زدن, اسپری کردن, افشانش بهترین ترجمه های "spritzen" به فارسی هستند.

spritzen verb دستور زبان

einen Druck setzen (derb) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمپول زدن

  • اسپری کردن

  • افشانش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spritzen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spritzen noun

mit dem Schleudersitz

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • افشانش

  • افشانش الكتروستاتيكي

  • پاشيدگي

  • پخشاندن

تصاویر با "spritzen"

عباراتی شبیه به "spritzen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spritzen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه