ترجمه "spritzen" به فارسی
آمپول زدن, اسپری کردن, افشانش بهترین ترجمه های "spritzen" به فارسی هستند.
spritzen
verb
دستور زبان
einen Druck setzen (derb) [..]
-
آمپول زدن
-
اسپری کردن
-
افشانش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spritzen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spritzen
noun
mit dem Schleudersitz
-
افشانش
-
افشانش الكتروستاتيكي
-
پاشيدگي
-
پخشاندن
تصاویر با "spritzen"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن