ترجمه "stahl" به فارسی

فولاد, پولاد, فولاد بهترین ترجمه های "stahl" به فارسی هستند.

stahl verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فولاد

    noun

    Aber wie habe ich mich überhaupt in Stahl verwandelt?

    فقط مشکل اینه که خودمم نمی دونم چطور تبدیل به فولاد بشم.

  • پولاد

    noun

    Die zarten Spinnenfäden sind im Verhältnis oft stärker als Stahl und reißfester als die Fasern einer kugelsicheren Weste.

    این تارهای به ظاهر ظریف و شکننده، به نسبت از پولاد محکمتر و از الیاف جلیقهٔ ضدّگلوله سختتر است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stahl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stahl noun Noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فولاد

    noun

    metallische Legierungen

    Aber wie habe ich mich überhaupt in Stahl verwandelt?

    فقط مشکل اینه که خودمم نمی دونم چطور تبدیل به فولاد بشم.

  • پولاد

    noun proper

    Die zarten Spinnenfäden sind im Verhältnis oft stärker als Stahl und reißfester als die Fasern einer kugelsicheren Weste.

    این تارهای به ظاهر ظریف و شکننده، به نسبت از پولاد محکمتر و از الیاف جلیقهٔ ضدّگلوله سختتر است.

  • fûlâd

تصاویر با "stahl"

عباراتی شبیه به "stahl" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stahl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه