ترجمه "stall" به فارسی
اصطبل, اصطبلها, اصطبلها بهترین ترجمه های "stall" به فارسی هستند.
stall
-
اصطبل
Das könnten Ställe sein, denn man hört Flugzeuge.
که فکر ميکنم اصطبل ها هستش براي اينکه صداي هواپيماها رو مي شنوي.
-
اصطبلها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Stall
noun
masculine
دستور زبان
-
اصطبلها
-
آخور
nounAber wer ein Baby in einen Stall legt, schafft halt Probleme.
یه مقدار خشن بود اما وقتی یه بچه رو میذاری تو آخور خودت دنبال دردسر میگردی
-
اصطبلهاي اسب
-
ترجمه های کمتر
- گمرا
- یاتای
تصاویر با "stall"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن