ترجمه "stamm" به فارسی

تنهها (درخت), شاخه, ریشه بهترین ترجمه های "stamm" به فارسی هستند.

stamm
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنهها (درخت)

  • شاخه

    noun

    Beim ersten Obstbaum sollte es keinen Unterschied zwischen Stamm, Ästen, Blättern und Frucht geben.

    برای این اولین درخت میوه هیچ تفاوتی بین کنده، شاخهها، برگها و میوه نبود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stamm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stamm noun masculine دستور زبان

Mischpoke (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریشه

    noun

    Stammt es vom griechischen Wort für " Abtrennung "?

    از ریشه-ی یونانی ، بُرِش ، هست ؟

  • تنهها

  • il

  • ترجمه های کمتر

    • تنه
    • تنه (گیاهشناسی)
    • تنههاي درخت
    • زند
    • ساقه
    • ستاک
    • سویه
    • شاخه
    • قبیله
    • کَنده

تصاویر با "stamm"

عباراتی شبیه به "stamm" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stamm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه