ترجمه "stellen" به فارسی
كردن, پرسیدن, گذاشتن بهترین ترجمه های "stellen" به فارسی هستند.
stellen
verb
دستور زبان
(sich) stellen [..]
-
كردن
Erst feuern sie mich, und dann stellen sie mich wieder ein.
اخراجم كردن بعد يه دفعه اي ، همينجوري باز استخدامم مي كنن.
-
پرسیدن
verban öffentliche Stellen richten, und
برای سوال پرسیدن از یک مجموعه عمومی، در نتیجه
-
گذاشتن
verbEs stellte sich heraus, dass er die Siftables nur stapeln wollte.
ظاهرا تنها كاري كه مي خواهد انجام دهد روي هم گذاشتن سيفتابلهاست.
-
ترجمه های کمتر
- نشلیدن
- نهادن
- هشتن
- وایسوندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stellen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Stellen
Noun
noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Stellen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Stellen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "stellen" با ترجمه به فارسی
-
در اختیار قراردادن
-
جا · جايگاه · جایگاه · شغل · محل · نشت
-
به جای
-
مركز
-
تلهاندازی
-
تلهاندازی · طعمههاي تلهاندازي
-
ارقام قابل توجه
-
نمايش دادن · ورزش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن