ترجمه "stempel" به فارسی
مهر, مهر, استامپ بهترین ترجمه های "stempel" به فارسی هستند.
stempel
verb
-
مهر
noun properAn Tag eins stempelt Seher Rhee jeder einen Stern ans Halsband.
روزِ اولِ سال " سیر ری " یه ستاره به هر کدوم از گلوبندها مهر میکرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stempel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Stempel
noun
masculine
دستور زبان
-
مهر
nounWerkzeug, das in Büro und Verwaltung verwendet wird
Einen Monat Arbeit für einen offiziellen Stempel!
يه ماه کار برده, فقط بخاطر اين مهر!
-
استامپ
-
تاپه
noun
-
ترجمه های کمتر
- تکل
- راک
- قوچ
- مادگی
تصاویر با "stempel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن