ترجمه "still" به فارسی

آرام, خاموش, بي صدا بهترین ترجمه های "still" به فارسی هستند.

still adjective adverb دستور زبان

mucksmäuschenstill (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective

    Halte bitte kurz still!

    لطفاً چند دقیقه آرام بمانید.

  • خاموش

    adjective

    Ich konnte nicht schlafen, wenn das Licht aus oder es zu still war.

    موقعي که چراغ خاموش بود يا همه جا ساکت بود نميتونستم بخوابم

  • بي صدا

    adjective

    Sie können nun den stillen Alarm drücken.

    الان ميتوني دکمه آژير بي صدا رو بزني

  • ترجمه های کمتر

    • هیس
    • بیصدا
    • کم صدا
    • کم گوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " still " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "still" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "still" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه