ترجمه "streuen" به فارسی

افشاندن, دستپاشي بذر بهترین ترجمه های "streuen" به فارسی هستند.

streuen verb دستور زبان

streuen (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • افشاندن

    verb

    17 Dadurch, daß sie weinten, ihre Gewänder zerrissen und Staub auf ihr Haupt streuten, heuchelten die drei großes Mitgefühl.

    ۱۷ این سه نفر با گریه کردن، دریدن جامههای خود، و افشاندن خاک بر سر خود، نمایش بزرگی از همدردی اجرا کردند.

  • دستپاشي بذر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " streuen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Streuen noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Streuen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Streuen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "streuen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "streuen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه