ترجمه "stroh" به فارسی

کاه, کاه, نی بهترین ترجمه های "stroh" به فارسی هستند.

stroh
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاه

    noun

    Ich lernte, im Busch Stroh zu sammeln und damit Dächer zu decken.

    من یاد گرفتم که با کاه سقف سالنهای جماعت را بازسازی کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stroh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stroh noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاه

    noun

    Sammelbegriff für ausgedroschene und trockene Halme / Stängel und Blätter von von Nutzpflanzen

    Ich lernte, im Busch Stroh zu sammeln und damit Dächer zu decken.

    من یاد گرفتم که با کاه سقف سالنهای جماعت را بازسازی کنم.

  • نی

    noun
  • پوشال

    noun

    Tiere, die Stroh essen?

    حيوونايي که پوشال مي خورن ؟

تصاویر با "stroh"

اضافه کردن

ترجمه های "stroh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه