ترجمه "stur" به فارسی
سمج, کله شق, سرتق بهترین ترجمه های "stur" به فارسی هستند.
stur
adjective
دستور زبان
stur wie ein Panzer (umgangssprachlich) [..]
-
سمج
adjectiveUnd Sie wissen ja, wie stur ich bin.
و میدونی که چقدرم سمج میتونم باشم
-
کله شق
adjectiveDu sagtest, ich wäre stur, weil ich auf einer todgeweihten Ranch bleibe.
تو بهم گفتي کله شق ولجباز هستم بخاطر نگه داشتن خونوادم توي يک مزرعه مردني
-
سرتق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن