ترجمه "suchen" به فارسی

جستجو کردن, جستجو, جستن بهترین ترجمه های "suchen" به فارسی هستند.

suchen verb دستور زبان

Versuchen, etwas zu finden.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جستجو کردن

    verb

    Ich hatte lang und breit gesucht, hatte aber nie in meiner Nähe gesucht.

    میدونید من در همه جا جستجو کردم اما هیچ وقت به خودم زحمت ندادم که دوروبرمو نگاه کنم.

  • جستجو

    noun

    Suche und du wirst finden.

    جستجو کنید، م پیدا خواهید کرد.

  • جستن

    verb
  • محل یابی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suchen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Suchen Noun noun proper دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جستجو

    noun

    Suche und du wirst finden.

    جستجو کنید، م پیدا خواهید کرد.

  • یافتن

    verb

    Viele sind auf der Suche nach einer annehmbaren Wohnung.

    بسیاری از مردم در جستجوی یافتن محل مناسبی برای سکونت میباشند.

عباراتی شبیه به "suchen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "suchen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه