ترجمه "symptom" به فارسی
نشانهها (بیماری), نشانههای بیماری, نشانهها بهترین ترجمه های "symptom" به فارسی هستند.
symptom
-
نشانهها (بیماری)
-
نشانههای بیماری
Die ersten Symptome dieser Krankheit sind andauerndes Kopfnicken und das Unvermögen, zu essen und zu trinken.
اولین نشانههای بیماری تکانهای مداوم سر است که امکان خوردن و آشامیدن را از فرد مبتلا میگیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " symptom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Symptom
noun
neuter
دستور زبان
-
نشانهها
nicht komplett von einem Gerinsel blockiert, Symptome sind unterschwellig,
حتما لخته تکمیل نمیشود، نشانهها جزیی هستند،
-
اثر
nounWie sich herausstellt, können Kreuzworträtsel einige der Symptome von Alzheimer abwehren.
مشخص شده که جدول حل کردن میتواند مقداری از آثار آلزایمر را از بین ببرد.
-
سَمپتوم
-
ترجمه های کمتر
- علامت
- نشانههاي بيماري
- نشانههای بیماری
- نشانگانها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن