ترجمه "syndrom" به فارسی
نشانگان, نشانگانها, سندرم بهترین ترجمه های "syndrom" به فارسی هستند.
syndrom
-
نشانگان
Durch Epstein-Barr hat er Mono. Dadurch hat er auch das Miller Fisher-Syndrom.
اپستين بار بهش مونو داده ، به علاوه بهش نشانگان ميلر فيشر هم داده
-
نشانگانها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " syndrom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Syndrom
noun
neuter
دستور زبان
-
سندرم
nounEs ist bekannt, dass dieses Syndrom durch eine Beschädigung des Gyrus fusiformis verursacht wird.
الان همه میدونند که علت این سندرم آسیب به فیزیفورم جایرس است.
-
نشانهها
-
نشانههاي بيماري
-
ترجمه های کمتر
- نشانگان
- نشانگانها
عباراتی شبیه به "syndrom" با ترجمه به فارسی
-
سندروم بلوم
-
وقفه تنفسی هنگام خواب
-
عوارض خارج هرمی
-
نشانگان فزوندمايي بدخيم
-
نشانگان داونر
-
نشانگان باد-کیاری
-
تب شير · فلج ناقص زایمانی · نشانگان داونر
-
سندرم تخماندازی · نشانگان تخماندازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن