ترجمه "tabu" به فارسی

تابو, تابو بهترین ترجمه های "tabu" به فارسی هستند.

tabu adjective دستور زبان

(strikt) untersagt

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابو

    Der Seitensprung existiert, seit die Ehe erfunden wurde, und so auch das Tabu gegen ihn.

    زِنا از زمان بوجود آمدن ازدواج وجود داشته است، و همچنین تابو علیه آن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tabu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tabu noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابو

    noun

    ungeschriebenes Gesetz, das aufgrund bestimmter Anschauungen innerhalb einer Gesellschaft verbietet, bestimmte Dinge zu tun

    Der Seitensprung existiert, seit die Ehe erfunden wurde, und so auch das Tabu gegen ihn.

    زِنا از زمان بوجود آمدن ازدواج وجود داشته است، و همچنین تابو علیه آن.

اضافه کردن

ترجمه های "tabu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه