ترجمه "taktvoll" به فارسی
با ظرافت, سنجیده بهترین ترجمه های "taktvoll" به فارسی هستند.
taktvoll
-
با ظرافت
Der Älteste lobte mich stets und gab mir taktvoll Hinweise, wie ich mich verbessern könnte.
پیر جماعتمان همیشه از کار من اظهار خوشنودی میکرد و با ظرافت و تدبیر نکاتی را که برای پیشرفتم لازم بود به من گوشزد میکرد.
-
سنجیده
Wir sollten allerdings nicht nur im Predigtdienst taktvoll sein.
تنها در خدمت موعظه نیست که ما باید سنجیده عمل کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taktvoll " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن