ترجمه "techniker" به فارسی

کاردان فنی, تکنیسین, کاردان فنی بهترین ترجمه های "techniker" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Wir glauben, dass unsere bahnbrechenden Ideen, den $40 000 entsprechen, brandneue Inkubatoren, auf dem neuesten Stand der Technik entsprechen, aber viel öfter werden sie zusammen geflickt, aus irgendwelchen Teilen, die zufällig um uns in der Nähe sind. ↔ ما اینطور دوست داریم فکر کنیم که ایده های موفق ما، همانند آن انکوباتور کاملا" نو 40000 دلاری، پیشرفته ترین تکنولوژی است، اما اغلب اوقات، آنها از قطعات موجود در اطراف ما به یکدیگروصله پینه شده اند.

techniker
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاردان فنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " techniker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Techniker noun Noun masculine دستور زبان

jmd., der geschickt mit Technik ist

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکنیسین

  • کاردان فنی

    Person, die in technischen Arbeitsgebieten tätig ist

اضافه کردن

ترجمه های "techniker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Wir glauben, dass unsere bahnbrechenden Ideen, den $40 000 entsprechen, brandneue Inkubatoren, auf dem neuesten Stand der Technik entsprechen, aber viel öfter werden sie zusammen geflickt, aus irgendwelchen Teilen, die zufällig um uns in der Nähe sind.
ما اینطور دوست داریم فکر کنیم که ایده های موفق ما، همانند آن انکوباتور کاملا" نو 40000 دلاری، پیشرفته ترین تکنولوژی است، اما اغلب اوقات، آنها از قطعات موجود در اطراف ما به یکدیگروصله پینه شده اند.
Und nun kommt die Technik dazu, weil sie mit den neuen digitalen Kommunikationsmöglichkeiten auf der ganzen Welt miteinander in Kontakt treten können.
و حالا تکنولوژی هم بهش اضافه شده، چون با ابزار جدید ارتباط برقرار کردن بصورت الکترونیکی این بچه ها میتونن در سرتاسر دنیا با همدیگه ارتباط برقرار کنن.
Es liegt nicht an der Technik.
این یک مزیت فنی نیست.
Unsere brillanten Techniker haben eine ganze Rolle gelöscht.
مهندس هاي ما دوباره يه حلقه از سريال رو پاک کردن
Ich nutzte diese Technik um Informationen von einer Leiche zu bekommen.
من يک بار از اين روش براي بيرون کشيدن اطلاعات از يه جسد امتحان کردم