ترجمه "teilnehmen" به فارسی

شریک, شرکت کردن, پیوستن بهترین ترجمه های "teilnehmen" به فارسی هستند.

teilnehmen verb دستور زبان

mitreden (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شریک

    noun

    Aber ich stellte fest, dass ich gefühlsmäßig daran teilnahm.‘ “

    بعدها پی بردم که ندانسته در ذهنم با آنها در کارهایشان شریک بودم.› »

  • شرکت کردن

    verb

    Warum hast du uns nie erzählt, dass du an Schönheitswettbewerben teilgenommen hast?

    چطور بهمون نگفتي که توي مسابقات زيبايي شرکت کردي ؟

  • پیوستن

    verb

    An einem Netzwerkspiel teilnehmen

    پیوستن به یک بازی شبکه‌ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " teilnehmen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Teilnehmen Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Teilnehmen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Teilnehmen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "teilnehmen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه