ترجمه "tempel" به فارسی

معبد, کده, پرستشگاه بهترین ترجمه های "tempel" به فارسی هستند.

tempel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • معبد

    Die beiden Propheten befassten sich mit dem Wiederaufbau des Tempels.

    تمرکز آن دو نبی بر روی بازسازی معبد بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tempel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tempel noun masculine دستور زبان

buddhistischer [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کده

    noun
  • پرستشگاه

    Gebäude für religiöse Zwecke

    Wir könnten auch in eine jüdische Synagoge oder in einen Shinto-Tempel gehen.

    به راحتي ميتونيم به يه پرستشگاه يهوي يا يه معبد شينتو بريم.

تصاویر با "tempel"

عباراتی شبیه به "tempel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tempel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه