ترجمه "tempo" به فارسی

ضرب, سرعت, ضرب بهترین ترجمه های "tempo" به فارسی هستند.

tempo
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضرب

    noun

    Ich hatte keine Akkorde, um mich aufzubauen, oder einen Rhythmus oder Takt, um das Tempo zu wissen.

    هیج آکوردی برای ساختارم نداشتم، یا یک ریتم یا یک ضرب برای پیدا کردن گام.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tempo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tempo noun Noun neuter دستور زبان

Tempo-Taschentuch (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرعت

    noun

    Aber das andere, was sie brauchten, war Tempo.

    اما چیز دیگری که نیازمندش بودند سرعت بود.

  • ضرب

    noun

    musikalisches Zeitmaß

    Ich hatte keine Akkorde, um mich aufzubauen, oder einen Rhythmus oder Takt, um das Tempo zu wissen.

    هیج آکوردی برای ساختارم نداشتم، یا یک ریتم یا یک ضرب برای پیدا کردن گام.

اضافه کردن

ترجمه های "tempo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه