ترجمه "tief" به فارسی
عمیق, ژرف بهترین ترجمه های "tief" به فارسی هستند.
tief
adjective
دستور زبان
tief (physisch) [..]
-
عمیق
adjectiveWer scharf denkt, wird Pessimist. Wer tief denkt, wird Optimist.
کسی که تند فکر میکند بدبین میشود. کسی که عمیق فکر میکند خوشبین میشود.
-
ژرف
adjectiveIntensiver und tiefer, als ich es je gespürt habe.
خيلي شديدتر و ژرف تر از اونچه که من تا حالا حسش کرده بودم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tief " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tief
noun
neuter
دستور زبان
Gebiet niedrigen Luftdrucks, das im Allgemeinen feuchtes Wetter bringt
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tief" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tief در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "tief"
عباراتی شبیه به "tief" با ترجمه به فارسی
-
خاکورزی عمیق
-
كشت و زرع عميق
-
تورفتگی · نزول مرتبه
-
عمق · ژرفا
-
عمق · ژرفا
-
فراز و فرود · فراز و نشیب · پستی و بلندی
-
خاکورزی عمیق · شخم عمیق · كشت و زرع عميق
-
کودپاشی عمیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن