ترجمه "tiger" به فارسی

ببرها, ببر, ببرها بهترین ترجمه های "tiger" به فارسی هستند.

tiger
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ببرها

    Du weißt doch gar nicht, ob Tiger Pfeffer mögen.

    تو که نمي دوني ببرها از فلفل خوششون مياد يا نه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tiger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tiger noun masculine دستور زبان

Tiger (Hash-Funktion) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ببر

    noun

    گونهای از پلنگیان [..]

    Es ist leichter, neben einem hungrigen Tiger zu leben als neben einer enttäuschten Frau.

    زندگی کردن کنار یک ببر گرسنه آسانتر از زندگی کردن کنار یک زن دلخور است.

  • ببرها

    Du weißt doch gar nicht, ob Tiger Pfeffer mögen.

    تو که نمي دوني ببرها از فلفل خوششون مياد يا نه.

  • babr

  • ترجمه های کمتر

    • qaplan
    • šatarb
    • شترب
    • قپلان

تصاویر با "tiger"

عباراتی شبیه به "tiger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tiger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه