ترجمه "tochter" به فارسی

فرزندهای ماده, دختر, فرزند بهترین ترجمه های "tochter" به فارسی هستند.

tochter
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرزندهای ماده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tochter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tochter noun feminine دستور زبان

Tochter (Kurzform) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر

    noun

    Ein weiblicher Nachkomme eines Tieres (auch eines Menschen).

    Verheirate einen Sohn, wann du willst – verheirate eine Tochter, wenn du kannst.

    پسر را زن بدهید، هنگامی که می خواهید، -- دختر را شوهر بدهید، هنگامی که می توانید.

  • فرزند

    noun

    Ordnung ist die Tochter der Überlegung.

    نظم فرزند تفکر است.

  • فرزندهای ماده

  • ترجمه های کمتر

    • doxtar
    • فرزند دختر
    • فرزند ماده
اضافه کردن

ترجمه های "tochter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه