ترجمه "tod" به فارسی
مرگ, مرگ, موت بهترین ترجمه های "tod" به فارسی هستند.
tod
-
مرگ
nounTom hat lange gebraucht, um über Marys Tod hinwegzukommen.
مدّت زیادی برای تام طول کشید تا تام با مرگ ماری کنار بیاید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tod " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tod
noun
masculine
دستور زبان
Todbringer (umgangssprachlich) [..]
-
مرگ
nounاز گیتی رفتن، از بین رفتن زندگی [..]
Tom hat lange gebraucht, um über Marys Tod hinwegzukommen.
مدّت زیادی برای تام طول کشید تا تام با مرگ ماری کنار بیاید.
-
موت
nounDas Ende des Lebens.
Und der Tod und der Hades wurden in den Feuersee geschleudert.
و موت و عالم اموات بدریاچهٔ آتش انداخته شد.
-
وفات
nounDas Ende des Lebens.
Alle diese waren im Scheol und Abraham sollte also beim Tod zu ihnen versammelt werden.
ابراهیم نیز وقتی وفات یافت در گور به آنان ملحق شد.
عباراتی شبیه به "tod" با ترجمه به فارسی
-
مرگ غیرطبیعی
-
مرگ سیاه
-
مرگ مارا
-
زندگی پس از مرگ
-
طاعون
-
وقایعنگاری یک قتل از پیش اعلام شده
-
هری پاتر و یادگاران مرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن