ترجمه "traum" به فارسی
رویا, خواب, رؤیا بهترین ترجمه های "traum" به فارسی هستند.
traum
-
رویا
noun properMan kann nicht träumen, man darf nicht weinen.
در زندان نمیشود رویا پردازی کرد. در زندان نمیشود گریه کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " traum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Traum
noun
masculine
دستور زبان
Imaginäre Ereignisse, die sich im Geist eines Schlafenden abspielen. [..]
-
خواب
nounImaginäre Ereignisse, die sich im Geist eines Schlafenden abspielen.
Ich erwachte aus einem Traum.
من از خواب بیدار شدم.
-
رؤیا
psychische Aktivität während des Schlafes
Zugegeben, meine Träume sind schüchtern, denn sie sind Kanadier.
لابد رؤیا هایم خجالتی هستند، چون مثل خودم کانادایی هستند.
-
رویا
noun properIch tat was ich konnte, um diesem Traum näherzukommen.
بنابراین در زندگی کارهایی انجام دادم تا به این رویا نزدیک شوم.
تصاویر با "traum"
عباراتی شبیه به "traum" با ترجمه به فارسی
-
اشکها و لبخندها
-
خواب دیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن