ترجمه "vanille" به فارسی

وانیل, وانیل (ادویه), وانیل بهترین ترجمه های "vanille" به فارسی هستند.

vanille
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • وانیل

    noun

    Oh und Clive, wenn es geht, bring mir einen Soja-Vanille-Latte mit.

    اوه کلایو اگه میتونی یه لاته وانیل سبوس دار بیار

  • وانیل (ادویه)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vanille " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vanille noun Noun feminine دستور زبان

Königin der Gewürze (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • وانیل

    noun

    Gewürz aus den Kapseln der Pflanzen der Gattung Vanilla

    Oh und Clive, wenn es geht, bring mir einen Soja-Vanille-Latte mit.

    اوه کلایو اگه میتونی یه لاته وانیل سبوس دار بیار

تصاویر با "vanille"

عباراتی شبیه به "vanille" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vanille" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه