ترجمه "vegetarier" به فارسی

گیاهخواران, گیاهخوار, گیاهخواران بهترین ترجمه های "vegetarier" به فارسی هستند.

vegetarier
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیاهخواران

    Feministinnen und Vegetarier - machen meinen zum Big Mac.

    فمینیستها و گیاهخواران—برای من یک همبرگربزرگ درست میکنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vegetarier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vegetarier noun Noun masculine دستور زبان

Person, die kein Fleisch ißt; auf den Konsum anderer Tierprodukte wie Milch oder Eier wird teilweise auch verzichtet.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیاهخوار

    فردی که پیرو سبک زندگی گیاهخواری است

    Jeder dieser Aspekte sollte also wirklich ausgereicht haben, um Vegetarier zu werden.

    حقیقتا ,هر کدوم از این دلایل کافی بود که من گیاهخوار بشم.

  • گیاهخواران

    Feministinnen und Vegetarier - machen meinen zum Big Mac.

    فمینیستها و گیاهخواران—برای من یک همبرگربزرگ درست میکنند.

  • وژتارین

  • گياهخوار

    Person, die kein Fleisch ißt; auf den Konsum anderer Tierprodukte wie Milch oder Eier wird teilweise auch verzichtet.

    Ähm, bis vor ein paar Monaten war er Vegetarier.

    تا همين چندماه قبل گياهخوار بوده.

اضافه کردن

ترجمه های "vegetarier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه