ترجمه "verantwortlich" به فارسی

مسئول, پاسخگو بهترین ترجمه های "verantwortlich" به فارسی هستند.

verantwortlich adjective دستور زبان

zuständig (sein) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسئول

    adjective

    Tom war nicht der Ansicht, er sei für das Benehmen seines Bruders verantwortlich.

    تام متوجه نبود که در قبال رفتار برادر اش مسئول است.

  • پاسخگو

    Der Mensch sollte für das Großartige, das ihm anvertraut worden war, verantwortlich sein.

    به دلیل این امانت بزرگ، باید پاسخگو میبودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verantwortlich " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "verantwortlich" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه