ترجمه "verdorben" به فارسی
تباه, ترشیده, خراب بهترین ترجمه های "verdorben" به فارسی هستند.
verdorben
adjective
دستور زبان
vergammelt (umgangssprachlich) [..]
-
تباه
adjectiveIch habe eine bessere Welt gesehen, diese ist für mich für immer verdorben.
من دنیای عظیم تری رو دیدم و این دنیا رو برای من تباه کرده.
-
ترشیده
adjective -
خراب
adjectiveWir dürfen nicht zulassen, dass ein schlechter Apfel alles verdirbt.
ما نباید اجازه بدیم یک سیب بد همه محتویات جعبه رو خراب کنه.
-
پوسده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verdorben " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "verdorben" با ترجمه به فارسی
-
لخسیدن · پوسیدن · گندیدن
-
آشپز که دوتا شد، آش شور میشود یا بی نمک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن