ترجمه "vergeblich" به فارسی

باطل, بى فايده, عبث بهترین ترجمه های "vergeblich" به فارسی هستند.

vergeblich adjective دستور زبان

vergebliche Liebesmüh (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باطل

    Sie sind reichlich beschäftigt im lohnenden Werk des Herrn, und diese mühevolle Arbeit ist zweifellos nicht vergeblich (1.

    ( متی ۶:۱۹، ۲۰) آنان خود را به کار پراجر سَروَر مشغول داشتهاند که به هیچ وجه نمیتوان آن را کاری باطل خواند.

  • بى فايده

  • عبث

    Ihre Anbetung ist vergeblich — sie führt zu nichts.

    پرستش آنها بیهوده و عبث است.

  • پوچ

    adjective

    Doch ist es im Grunde genommen nicht ein vergebliches Bemühen?

    اما آیا در اصل این تلاشی پوچ و بیهوده نیست؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vergeblich " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vergeblich" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه