ترجمه "verkehr" به فارسی
ترابری, عبورومرور, آمیزش بهترین ترجمه های "verkehr" به فارسی هستند.
verkehr
-
ترابری
nounWir können keine Milliarden Jahre warten, um unseren Verkehr weiterzuentwickeln.
ما برای ارتقای سامانه ترابری خود نمی توانیم میلیاردها سال منتظر بمانیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verkehr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Verkehr
noun
masculine
دستور زبان
Vögeln (vulgär) [..]
-
عبورومرور
-
آمیزش
nouneinige Zeit vor dem Verkehr angeregt werden sollte."
«من معتقدم آلت تناسلی مقدس شما قبل از آمیزش جنسی تحریک شود.»
-
آمیزش جنسی
nouneinige Zeit vor dem Verkehr angeregt werden sollte."
«من معتقدم آلت تناسلی مقدس شما قبل از آمیزش جنسی تحریک شود.»
-
ترجمه های کمتر
- ترابری
- ترافیک
تصاویر با "verkehr"
عباراتی شبیه به "verkehr" با ترجمه به فارسی
-
غلط
-
حمل و نقل عمومی
-
ایستگاه چندگانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن