ترجمه "verlassen" به فارسی

دست کشیدن, رها کردن, رفتن بهترین ترجمه های "verlassen" به فارسی هستند.

verlassen verb دستور زبان

leergefegt (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دست کشیدن

  • رها کردن

    Er hat mich verlassen und kommt nie wieder.

    من رو رها کرد و هيچوقت ديگه برنمي گرده.

  • رفتن

    Verb verb

    Und nicht nur du, sondern alle, die sie verlassen haben.

    و نه فقط تو بلکه تمام کساني که رفتن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verlassen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Verlassen Noun دستور زبان

eines Gerichtes oder des Kaiserhofes [..]

+ اضافه کردن

"Verlassen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Verlassen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "verlassen"

عباراتی شبیه به "verlassen" با ترجمه به فارسی

  • آب شدن رفتن زير زمين
  • زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
  • اعتماد کردن · وابسته بودن
  • زمین غیرمزروعی
اضافه کردن

ترجمه های "verlassen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه