ترجمه "vermessen" به فارسی
نقشهبرداری, نقشهبرداری, سنجش بهترین ترجمه های "vermessen" به فارسی هستند.
vermessen
adjective
verb
دستور زبان
präpotent (österr.) [..]
-
نقشهبرداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vermessen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vermessen
Noun
دستور زبان
-
نقشهبرداری
-
سنجش
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن