ترجمه "versammeln" به فارسی

جمع شدن, جمع کردن, سر هم کردن بهترین ترجمه های "versammeln" به فارسی هستند.

versammeln verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جمع شدن

    verb

    Haben sie sich auf einem Berg versammelt und gesungen?

    همه ي اونا بالاي کوه جمع شدن و برات آواز خوندن ، سروان انگ ؟

  • جمع کردن

    verb

    Ich werde meine Männer versammeln, um bei der Suche zu helfen.

    با جمع کردن نگهبانانم به جستجو کمک خواهم کرد.

  • سر هم کردن

  • ترجمه های کمتر

    • قرارداد بستن
    • گرد هم آمدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " versammeln " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Versammeln Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Versammeln" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Versammeln در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "versammeln" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه