ترجمه "verschieben" به فارسی
انتقال, حرکت, به تعویق انداختن بهترین ترجمه های "verschieben" به فارسی هستند.
(sich) verwandeln [..]
-
انتقال
Sie müssen den Transport verschieben.
بايد انتقال را دوباره برنامه ريزي کني
-
حرکت
noun interjectionWir werden einen Weg finden, die blaue Linie zu verschieben,
یه راهی برای حرکت اون خط آبی پیدا می کنیم
-
به تعویق انداختن
Darüber hinaus verschiebt das Älterwerden nur das Unvermeidliche: durch Zeit etwas zu begreifen, was durch den Umstand nicht gelang.
و علاوه بر آن٬ پیرشدن فقط به تعویق انداختن پایانی اجتناب ناپذیر است٬ با گذشت زمان میبینی پیشآمدهایی را که در نمیگذرند.
-
جابهجا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verschieben " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
einer Datei
"Verschieben" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Verschieben در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "verschieben" با ترجمه به فارسی
-
درنگ · دیرکرد
-
گالری متحرک دائمی