ترجمه "verschossen" به فارسی

شيفت, عاشق بهترین ترجمه های "verschossen" به فارسی هستند.

verschossen adjective verb دستور زبان

weiche Knie (haben) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شيفت

    Liebe für jemanden oder etwas empfindend.

  • عاشق

    noun

    Liebe für jemanden oder etwas empfindend.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verschossen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "verschossen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه